
داخل مترو زن جوان و خوشگلی داشت لباس زیر می فروخت
یکی از خانمهای اون رو هل داد و بلند داد زد که : اینجا جای این كارها نیست
زنِ جوون جواب نداد . اما طرف ول كن نبود
یهو بغضش تركید و گفت:"چیه؟دارم نونمو از راهِ حلال در میارم
خوبه برم تو خیابون و شوهر تو و بقیه رو از راه به در کنم تا خرجم درآد؟
سکوتِ سنگین تو مترو حاکم شد...
نظرات شما عزیزان:
فاطمه 
ساعت0:01---6 آبان 1392
استغفرالله...خوب چه کاریه میرفت جوراب میفروخت...حتما که نباید لباس زیر میفروخت.
hanie 
ساعت14:11---26 مهر 1392
salam matalebet kheili khoobe mamnoonam azat vaqea.gif)
خواهش میکنم :-*
maryam 
ساعت21:54---25 مهر 1392
باور کن!
کار من نیست ،
کار دِل است
دِلم
جایی میان نَفَس هایَت
گیر کرده است
ghashang bod
عشق2طرفه 
ساعت17:02---22 مهر 1392
سلام داداش حسین مرررسی که شناختی.gif)
منظورم این بود به جای عاشقانه های من که ثبت کردی عشق2طرفه رو ثبت کن اوکی؟
عشق2طرفه 
ساعت8:33---22 مهر 1392
سلام داداش حسین به همین زودی فراموش شدیم؟ قبلأ بهت گفته بودم تو لیست لینکات بجای عاشقانه های من همون عشق2دوطرفه رو ثبت کن ظاهرأ فراموش کردی . الان شناختی؟؟؟
فداتشم ببخشید :-(
عشق2طرفه 
ساعت8:34---21 مهر 1392
ایول به غیرتش.gif)
.gif)
کم پیدایی داداش وقت کردی یه سری به ما بزن
پاسخ:عزیز آدرس وبلاگت رو بنویس